موضوع: مقالات كنفرانس هاي داخلي    نويسنده: administrator    تاريخ: 15 خرداد 1391    بازديدها: 3851
تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر افزایش امنیت روانی (کاهش کم رویی) دانش آموزان دوره ی ابتدایی شهرستان لامرد
دکتر سید احمد هاشمی
ابوالفضل عباسی
a.abolfazl1369@yahoo.com

چکیده:
هدف اساسی این تحقیق بررسی اثر آموزش مهارت های زندگی بر کاهش کم رویی دانش آموزان دوره ی ابتدایی بود. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، آزمایشی نیمه تجربی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و با گمارش تصادفی بود. جامعه ی آماری عبارت بود از کلیه ی دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر لامرد در سال تحصیلی 1391-1390 که از بین آن ها نمونه ای مشتمل بر 20 نفر بدون گزینش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند (10 نفر گروه آزمایش و 10 نفر گروه کنترل). برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی کم رویی استنفورد استفاده شد. اعضای گروه آزمایش در یک دوره ی چهار ماهه و هر هفته سه ساعت تحت آموزش مهارت های حل مسأله و تصمیم گیری، قاطعیت، تفکر خلاق و تفکر از مجموعه مهارت های زندگی قرار گرفتند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین عملکرد افراد دو گروه آزمایش و کنترل در متغیر کم رویی تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر نتایج این پژوهش نشان داد آموزش مهارت های زندگی بر کاهش کم رویی دانش آموزان مؤثر است.
واژه های کلیدی: مهارت های زندگی، کم رویی.
مقدمه
تغییرات و تحولات عصر حاضر زندگی افراد را دچار فراز و نشیب های حساسی نموده است. هیچ روزی مانند روز قبل نیست و رویدادهای جدیدی در زندگی انسان رخ می دهد. اما متأسفانه امروزه نسبت به این تحولات که در همه ی ابعاد فردی و اجتماعی در حال وقوع است توجه چندانی نمی شود؛ در حالی که این موضوع زندگی همه ی انسان ها بخصوص نسل نوجوان و دانش آموز ما را تحت تأثیر قرار داده است. مسلّم آنست که وجود آموزش ها و روش های مقابله با این تغییرات می تواند پیامدهای مثبتی برای افراد و جامعه داشته باشد.
امروزه در خانه، مدارس و دانشگاه ها، رفتارهای آسیب زا مانند پرخاشگری، اضطراب و استرس، ناسازگاری، خودکشی، احساس پوچی و بی ارزشی و رفتارهای دیگری از این قبیل بطور قابل ملاحضه ای افزایش یافته است. از جمله عواملی که باعث می شود جوانان و نوجوانان به چنین عواقب منفی و مخاطره آمیزی دچار شوند کم رویی شدید و عدم خودباوری است ( قرچه داغی، مترجم،1384).
یکی از نشانه های امنیت روانی افراد و برخورداری آنها از روحی سالم توانمندی آنها در برخورد با مسایل، الگوپذیری اجتماعی و قدرت برقراری ارتباط می باشد ( اسمیت و مک کی ،2005) وجود روابط گرم و صمیمی با انسانهای دیگر، منبع ایمنی، اعتماد و راحتی هر انسانی است که به تبع آن می تواند در رشد عزت نفس و کاهش احساس کم رویی و بی ارزشی او نیز مؤثر واقع شود و به هنگام رویارویی با مشکلات و فشارها حتی در مواقع سخت زندگی به او کمک نماید.
شادابی، نشاط و احساس خوشبختی یکی از موهبت های الهی است که در سایه ی امنیت جسمی و روانی به انسان ها عطا شده است. در این میان امنیت روانی یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در ارتقا و تکامل انسان ها محسوب می شود.
کاپلن سلامت و امنیت روانی را شامل سازگاری مداوم با شرایط متغیر و تلاش برای تحقق اعتدال بین تقاضاهای درونی و الزامات محیط در حال تغییر می داند. بنابراین اگر شخصی بتواند با غلبه بر موانع درونی مانند کم رویی با محیط خود خوب سازگار شود، از نظر امنیت و سلامت روانی بهنجار خواهد بود (فرح-بخش، 1386).
کم رویی یک ناتوانی و معلولیت فراگیر اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد ناآشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد (افروز، 1381). کم رویی و هراس اجتماعی نه تنها با احساس از ناراحتی بودن در جمع و تصویرسازی ذهنی از خود همراه است، بلکه با قضاوت های غیر طبیعی از خود و دیگران همراه است ( لیزژیک ، اکیوز ، دوگان و کوگو ، 2004).
یکی ازمشکلاتی که اغلب کودکان و نوجوانان تجربه ای از آن در ذهن دارند، احساس خجالت و کم رویی است. کم رویی به مفهوم احساس ناراحتی کردن از حضور در جمع است (سلحشور، 1385). این موضوع بخصوص در مدارس به یک معضل تبدیل شده که نتایج و پیامدهای ناخوشایندی را برای بسیاری از دانش آموزان به همراه داشته است. انزوا و گوشه گیری، شکست تحصیلی، دوری از اجتماع و ... از پیامدهای آن می باشد. بنابراین لازم و ضروری است که در این زمینه تمهیدات و راهکارهای سنجیده ای اتخاذ شود.
مهارت های زندگی به افراد می آموزند که چگونه در رابطه با سایر انسان ها، جامعه، فرهنگ و محیط خود مثبت و سازگارانه عمل کنند و امنیت روانی خود را تأمین نمایند. چگونه با مشکلات فعلی که آنها را احاطه نموده، رویارویی کنند ( محمدخانی، مترجم،1384). پژوهش ها نشان داده اند که پیوندهای اجتماعی، ارتباطات خانوادگی، تلاش در جهت کسب مهارت های زندگی و معاشرت با دوستان و نزدیان می تواند به تقویت احساسات مثبت در افراد بیانجامد و از فشار مشکلات و ناراحتی های زندگی آنها بکاهد ( حکمت،1383).
همچنین یافته های پژوهش ها نشان داده اند افرادی که ارتباطات اجتماعی بیش تری دارند و در بکارگیری مهارتهای زندگی تبحر خاصی دارند، کم تر دچار بیماریهای روانی و جسمانی می شوند و برعکس، بیماریهای جسمانی و روانی در افراد تنها، گوشه گیر، منزوی و مضطرب که دارای احساس کم رویی شدید می باشند بیش تر است (قیطاسی، مترجم، 1382).
آموزش روابط اجتماعی و عاطفی موجب رشد عاطی و اجتماعی دانش آموزان می شود که این نوع آموزش با مفهوم هوش چندگانه گاردنر سازگار است. دانش آموزان می آموزند که احساسات و عواطف و ناامیدی خود را به شکلی مؤثر جهت دهند ( اسمیت و مک کی،2005).
در این زمینه دیوید جانسون تأکید می کند که دانش آموزان باید از دوره ی پیش دبستانی تا دانشگاه تکنیک های رفع تضاد، مهارت های اجتماعی و راه های مقابله با مشکلات درونی مانند اضطراب و کم رویی را بیاموزند و آن را به عنوان الگوی رفتاری برای همیشه بکار برند (اجتهادی، 1379).
بطور کلی با توجه به آن چه بیان شد در می یابیم که حمایت اجتماعی، نقش بسیار مهمی در امنیت روانی انسان دارد و این میسر نخواهد شد مگر با دستیابی افراد به توانایی برقراری ارتباطات مؤثر اجتماعی، زیرا یافته های پژوهش ها نشان داده اند که افراد تنها، گوشه گیر و افرادی که نمی توانند و یا نمی-دانند چگونه ارتباط اجتماعی مؤثر و روابط صمیمانه بابا دیگران داشته باشند، قادر به کسب حمایت های اجتماعی نیستند و شرط لازم و اساسی دست یافتن به حمایت اجتماعی و تقویت رفتارهای مثبت و سازنده و کاهش احساس کم رویی، برخورداری از دانش و هنر مهارت های زندگی به شکلی درست و اصولی است.
از سوی دیگر هنگامی که افراد با این مشکل روبرو می شوند به واکنش های مختلفی دست می زنند که این واکنش ها جنبه ی هیجانی، شناختی و گاهی رفتاری دارند. گاهی اوقات ممکن است به حل مشکل بیانجامد یا فرد را از آن دور کند. همه ی این موارد در برگیرنده ی شیوه های مقابله ای و داشتن مهارت های زندگی است (قیطاسی، مترجم، 1382).
مهارت های اساسی، لازمه ی زندگی و ادامه ی مسیر هستند. مثلاً مهارت غلبه بر کم رویی ما را قادر می-سازد ارتباطات و تعاملات اجتماعی مؤثری ایجاد کنیم، بر موانع رشد شخصی غلبه کنیم و قدم گذاشتن در محیط بیرون موجبات رشد و شکوفایی استعدادهای خویش را فراهم آوریم و در طول راه با قدرت حل مسأله و مشکلات می توانیم به خواست هایمان برسیم و با تقویت تفکر خلاق و خلاقیت از موهبت عقل سلیمی که خداوند به ما عطا کرده است، هر چه بیش تر بهره گیریم. با کسب مهارت ابراز وجود و توجه به دیگران و همدلیکهدر وجودمان نهفته است مسیر خود را هموار نماییم و در نهایت، با تمرکز بر آن چه انجام می دهیم، موفقیت خود را تضمین کنیم. و این لازمه ی دانش آموزان است؛ چراکه آن ها گام در مسیری نهاده اند که احتمال بروز شکست در آن دور از نظر نیست. بنابراین ضرورت آموزش های مهارت-های زندگی بخصوص در دوره ی ابتدایی اجتناب ناپذیر است.
گاف و تونی (1986، به نقل از رشیدی،1385) در یک پژوهش نشان دادند که افراد خجالتی و کم رو در آغاز کردن تعاملات اجتماعی محتاط هستند و آموزش مهارت های ارتباطی و جرأت آموزی می تواند در کاهش کم رویی آنان مؤثر باشد. سی آر گلاس و شیبا (1986) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که برای برخورداری از روابط بین فردی رضایت بخش و کاهش کم رویی، تقویت مهارت های زندگی بسیار مفید است. گوسویک و جونز (1981) در یک پژوهش نشان دادند که افراد تنها و کم رو بجای اینکه از بودن در کنار یکدیگر خشنود باشند، بیش تر بدبین و نگران هستند و آموزش مهارت های زندگی می تواند در این زمینه کارساز باشد. موری (1981، به نقل از رهگذر،1380)، در پژوهش گسترده ای روی دانشجویان دانشگاه انجام داد. او می خواست دریابد که آیا آموزش مهارت های زندگی بر کاهش افسردگی، اضطراب و عزت نفس تأثیر دارد یا خیر. برای این منظور گروهی از دانشجویان را انتخاب کرد و به مدت سه ماه مهارت های زندگی و روابط بین فردی را به آنها آموزش داد. نتایج حاکی از تأثیرات مثبت آموزش این مهارت ها پس از اتمام دوره ی آموزشی بود. گلدفراید و راینز (1984)، در یک پزوهش نشان دادند که افراد کم رو و تنها به احتمال زیاد، تعاملات اجتماعی را که از طریق آن مورد ارزیابی و قضاوت قرار می گیرند تجربه ای تهدید کننده تلقی می کنند. این نوع نگرش، به اضطراب و دفاعی بودن در آنا منجر می شود. آمالی (1377)، به بررسی و مقایسه میزان کارایی و اثربخشی آموزش مهارتهای زندگی و روش-های جرأت آموزی بر کاهش اضطراب اجتماعی و کم رویی و تقویت اعتماد به نفس پرداخت. وی آزمودنی ها را به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم کرد و بعد مهارتهای زندگی و روش های جرأت ورزی را به گروه ازمایش آموزش داد. نتایج نشان داد که برنامه درمانی و آموزشی توانسته میزان اضطراب اجتماعی و کم-رویی را بطور معناداری کاهش دهد. نتایج پژوهش ایرانی زاده (1376)، تحت عنوان « بررسی تأثیر آموزش روش های ابراز وجود در درمان کم رویی بین دانش آموزان پسر پایه دوم دبیرستان شهرستان های یزد» نشان داد که روش های آموزش ابراز وجود و قاطعیت در اجتماعی شدن دانش آموزان و در کاهش کم رویی مؤثر است. دوکانه ای فرد (1385) در پژوهش خود نشان داد آموزش مهارت های زندگی در کاهش کم رویی مؤثر است.
مرور پیشینه ی پژوهش نشان می دهد که شواهد تحقیقاتی مختلف از تأثیر مثبت آموزش مهارت های زندگی در پیشگیری از ابتلا به اختلال های روانی و جسمانی و در پیشبرد اهداف امنیت روانی از جمله کاهش کم رویی حمایت می کنند (بوتوین ، 2001). با این حال، امروزه از جمله مشکلاتی دانش آموزان مختلف بخصوص در دوره ی دبستان مشاهده می شود مشکل کم رویی است. مشاهده ی این مشکلات و انواع مشکلات دیگری که افراد به علت عدم برخورداری از مجموعه مهارت های زندگی با آن مواجه هستند اهمیت و ضرورت این تحقیق را نشان می دهد. لذا در پژوهش حاضر پزوهشگر برآن بوده است تا با اجرای یک دوره ی آموزشی، تأثیر آموزش مهارت های زندگی را بر کاهش کم رویی دانش آموزان دوره ی دبستان بررسی نموده و به این سؤال کلی پاسخ دهد که آیا آموزش مهارتهای زندگی بر کاهش کم رویی دانش-آموزان دوره ی ابتدایی شهرستان لامرد تأثیر دارد؟ بنابراین هدف پژوهش عبارتند از:
• بررسی تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر کاهش کم رویی دانش آموزان دوره ی ابتدایی.
بر مبنای هدف فوق فرضیه ی زیر در این تحقیق آزمون شده است.
• آموزش مهارت های زندگی بر کاهش کم رویی دانش آموزان دوره ی ابتدایی تأثیر دارد.
روش پژوهش
این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، با توجه به ماهیت موضوع از روش « تحقیق آزمایشی نیمه تجربی » و « طرح آزمایشی » پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و بدون گزینش تصادفی استفاده شده است.

آزمون نهایی متغیر مستقل آزمون مقدماتی ( پیش آزمون) گروه
T2 X T1 تجربی
T2 - T2 کنترل

آموزش بصورت کارگاهی و در یک دوره ی چهار ماهه و هر هفته سه جلسه با استفاده از یک مجموعه ی آموزشی استاندارد که شامل 3 کتابچه با عناوین راهنمای معلم، کتاب دانش آموز و کتاب کار دانش آموز بوسیله ی پژوهشگر و با راهنمایی اساتید متخصص در حوزه ی روانشناسی و مشاوره تهیه شده بود. در این دوره معلم دوره با استفاده از روش های نوین فعالیت های تئوری و عملی را آموزش داد. و در طول دوره کارگاه آموزشی فعالی تدارک دیده شد. این کارگاه بطور مرتب توسط متخصصین و مشاورین مورد بازدید و بررسی قرار می گرفت.
جامعه، نمونه و روش نمونه گیری
جامعه ی آماری در این پژوهش تعداد 20 نفر از دانش آموزان پایه ی چهارم و پنجم ابتدایی شهر لامرد می باشد؛ که در دو گروه 10 نفری تجربی و کنترل بدون گزینش تصادفی مورد بررسی قرار گرفته اند.
ابزار پژوهش
در این پژوهش برای جمع آوری داده ها و اندازه گیری متغیر کم رویی از پرسشنامه ی کم رویی استنفورد که دارای 44 سؤال 5 گزینه ای طیف لیکرت به صورت هرگز، به ندرت، گاهی اوقات، و همیشه که بصورت 0 و 1 و 2 و 3 و 4 نمره گذاری می شود استفاده شد. به این صورت که در آغاز جلسه، پرسشنامه ی کم-رویی بصورت پیش آزمون روی هر دو گروه آزمایش و کنترل اجرا شد، پس از اتمام دوره آموزشی که فقط به منظور آموزش مهارتهای زندگی به گروه آزمایش طراحی شده بود، مجدداً همان آزمون به عنوان پس آزمون روی هر دو گروه آزمایش و کنترل اجرا شد. لازم به ذکر است میانگین نمرات در پرسشنامه ی کم-رویی 95 است. به این معنی که هر چقدر نمره ی فرد از 95 کمتر باشد یعنی کم رویی فرد کم تر شده و هر چقدر که بیش تر از 95 باشد یعنی فرد دچار کم رویی بیش تری است. لازم به ذکر است که با استناد به پژوهش های پیشین، ابزار فوق از روایی محتوایی مطلوب برخوردار بوده و اعتبار آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ به ترتیب 83/. تا 85/. تعیین شده است ( مصباح،1378؛ دوکانه ای، 1381؛ رشیدی، 1385).
یافته ها
با توجه به ماهیت مقیاس اندازه گیری که از نوع فاصله ای هست و نوع روش تحقیق که بر مبنای پژوهش آزمایشی از نوع طرح های پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ی پژوهش از تحلیل کوواریانس استفاده شد. شاخص های توصیفی مربوط به نمره ی آزمودنی هادر رابطه با متغیر کم رویی در مراحل پیش آزمون و پس آزمون در جدول 1 نشان داده شده است.
جدول1: شاخص های توصیفی نمره های آزمودنی های گروه های آزمایش و کنترل در متغیر کم رویی براساس پرسش نامه ی کم-رویی استنفورد
گروه ها متغیرها تعداد میانگین انحراف معیار کجی کشیدگی دامنه
آزمایش پیش آزمون کم رویی
پس آزمون کم رویی 10
10 61/117
15/104 69/11
78/11 343/1-
863/.- 637/4-
909/.- 76
56
کنترل پیش آزمون کم رویی
پس آزمون کم رویی 10
10 75/108
65/108 91/11
63/9 110/.-
303/.- 767/.-
489/. 50
49

جدول2: خلاصه ی نتایج آزمون تحلیل کوواریانس
متغیر شاخص ها
N F لوین سطح معنی داری F سطح معنی داری مجذور اتا
کم رویی 20 330/1 227/. 128/7
009/. 055/.
معنی داری در سطح 01/.
داده های جدول 2 نشان می دهد که احتمالی پذیرش فرض صفر برای مقایسه عملکرد گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون متغیر کم رویی از 05/. کوچکتر است ( sig=./229). بنابراین، می توان نتیجه گرفت که بین عملکرد افراد دو گروه در پس آزمون متغیر کم رویی تفاوت معنی دار وجود دارد. از این رو می توان نتیجه گرفت، که به طور کلی آموزش مهارت های زندگی می تواند کم رویی را کاهش دهد.
بحث و نتیجه گیری
نتایج این تحقیق نشان داد، بین عملکرد افراد دو گروه آزمایش و کنترل در پس آزمون متغیر کم رویی تفاوت معنی داری مشاهده شد. به عبارت دیگر نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که آموزش مهارت-های زندگی در کاهش کم رویی دانش اموزان مقطع ابتدایی مؤثر بوده است. این پژوهش با نتایج تحقیق آمالی (1377)، همخوانی دارد. آمالی با بررسی و مقایسه میزان کارایی و اثربخی آموزش مهارت های جرأت آموزی در کاهش اضطراب اجتماعی و کم رویی و تقویت اعتماد، نشان داده بود که برنامه ی درمانی و آموزشی می تواند میزان اضطراب اجتماعی و کم رویی آزمودنی ها را به طور معناداری کاهش دهد. از این-روآموزش مهارت های زندگی و اجتماعی و یادگیری های مناسب می تواند تأثیر بسزایی در کاهش آن داشته باشد که در پژوهش حاضر نیز این فرضیه که آموزش مهارت های زندگی می تواند میزان کم روی دانش اموزان را کاهش دهد، تأیید شده است.
در مجموع می توان نتیجه گرفت یافته های تحقیق با یافته های پژوهش گاف و تونی (1986)، بوتوین (2001)، گوسویک و جونز (1981)، موری (1981)، گلدفراید و راینز (1984)، آمالی (1377)، ایرانی زاده (1376)، دوکانه ای فرد (1385)، سی آر گلاس و شیبا (1986) هم خوانی دارد.
در پایان این نتیجه کلی استنباط می شود: با توجه به این که عوامل بسیاری از قبیل خانواده، همسالان، شیوه های رفتاری والدین با فرزندان، تشویق و تنبیه، عوامل اجتماعی، خودآگاهی ضعیف و ناتوانی در برقراری ارتباطات اجتماعی مؤثر که به شدت تحت تأثیر یادگیری و اصول آن قرار دارند در به وجود آمدن کم رویی مؤثر هستند. بنابراین می توان ادعا نمود که عدم تسلط بر مهارت های زندگی و اجتماعی نیز تأثیر بسزایی در رشد و بروز کم رویی دارد. و در نهایت با توجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می گردد:
1. مسئولین و دست اندرکاران آموزش و پرورش بیش ار پیش در جهت همگانی کردن خدمات آموزشی گروهی مثل آموزش مهارت های زندگی و اجتماعی.
2. توجه و اهتمام ویژه به امر مشاوره در مدارس.
3. شناسایی استعدادها، توانایی ها و مشکلات و محدودیت های رفتاری دانش آموزان.
4. برنامه های درسی مدارس طوری طراحی و تبیین شود که مهارت های اجتماعی دانش آموزان را افزایش دهد.
5. معلمان توجه ویژه ای در استفاده کردن از روش های گروهی و مشارکتی داشته باشند.
6. دوره های آموزشی طراحی شده در طول سال تحصیلی در جهت افزایش مهارت های اجتماعی پیش بینی گردد.
7. سلامت روانی دانش اموزان از همان دوره ی ابتدایی مورد توجه مسئولین قرار گیرد.
8. آموز ش های ویژه جهت مربیان و اولیاء دانش آموزان طراحی و تبیین شود.


اطلاعات
براي ارسال نظر، بايد در سايت عضو شويد.

هر گونه کپی برداری از این سایت با ذکر منبع مجاز می باشد.
برای مشاهده بهتر سایت لطفا از مرورگر فایرفاکس یا اینترنت اکسپلورر 8 استفاده نمایید
دانلود نرم افزار فایرفاکس یا اینترنت اکسپلورر 8