موضوع: مقالات كنفرانس هاي داخلي    نويسنده: administrator    تاريخ: 5 خرداد 1391    بازديدها: 548
بررسی نقش آموزش در امنیت جامعه
(آموزش کاهنده ی امنیت است یا افزاینده ی آن؟)

دکتر سیدرضا بلاغت
(دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران، reza_balaghat@yahoo.com)
دکتر سید احمد هاشمی
(دانشگاه آزاد، واحد لامرد، لامرد، ایران)
دکتر ولی مهدی نژاد
(دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران)
دکتر حسین جناآبادی
(دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران)
فرامرز سابقی
(دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران)

چکیده
در میان عوامل فرهنگی – اجتماعیِ امنیت، آموزش تأثیر بسیار زیادی دارد که می تواند هم کاهنده باشد و هم افزاینده. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با مراجعه به منابع معتبر به این مهم می پردازد. از پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که آموزش می تواند هم نقش کاهنده و هم نقش افزاینده ی امنیت در یک جامعه داشته باشد. طبق تحقیقات، سواد پایین افراد یک جامعه می تواند به عنوان یکی از عوامل موثر بر ارتقایِ جرائم و در نتیجه کاهنده ی امنیت مطرح شود. بر این مبنا، آموزش می تواند با افزایش میزان سواد افراد جامعه در ارتقایِ امنیت نقش موثری را ایفاد کند. در این جا نکته ی مهمی قابل ذکر می باشد و آن توجه به کمیت و کیفیت سوادآموزی هر دو است. هم چنین اگر این نقش از شهرهای اصلی و بزرگ، به نقاط کوچک و محروم توسعه پیدا کند، تأثیر آن چند برابر خواهد شد. هر چند وظایف مذکور بیش تر به موسسات آموزشی مخصوصاً مدارس و دانشگاه ها گذاشته شده است، اما تحت شرایطی آن ها نه تنها عامل ارتقای امنیت نیستند بلکه آن را تهدید می کنند. این موسسات از طریق تبليغ ضمني يا علني ايدئولوژي هاي خشونت گرا و يا تقويت مباني آن، آموزش مباني ايدئولوژيك مبتني بر برتري گروهي، قومي يا نژادي و يا زمينه هاي ديگر، برنامه درسیِ پنهان (همانند پندار، گفتار و کردار نامناسب معلم) می توانند در این زمینه موثر باشند. امروزه بیش تر به نقش مثبت و افزاینده ی موسسات آموزشی، و کمتر به نقشِ منفی و کاهندگیِ آن ها توجه شده است و به همین جهت است که تقاضا برای آموزش این موسسات روز به روز در حال افزایش است. شاید یکی از دلایل آن، تفوّقِ نقشِ افزایندگی بر کاهندگی است. همچنین موسسات آموزشیِ پیشرو روز به روز به دنبال اصلاح و بهبود خود هستند و با رفع جنبه-هایِ منفی و کاهنده ی مذکور می توانند بیش از پیش موفق و موثر شوند.
واژگان کلیدی: آموزش، امنیت، مدارس، دانشگاه ها.

مقدمه و بیان مساله
بسیاری از دانشمندان امنیت را به مثابه ی یکی از نیازهای اساسی انسان ها در نظر می گیرند (مثلاً در این زمینه نگاه کنید به اوسلر {1}، الدریج {2}، و کارینگ {3}). عوامل متعددی این نیاز اساسی انسان ها را تهدید می کند که می تون آن ها را به چهار گروه کلی فرهنگی-اجتماعی، اقتصادی، آموزشی، و جغرافیایی تقسیم کرد{4 و 5}. در این میان نقش عوامل فرهنگی – اجتماعی بسیار مهم و اساسی است. عوامل اجتماعي شامل تمام اوضاع و احوال و مقتضيا ت عمومي يك اجتماع است كه بر روي تمام افراد آن جامعه اثر مشتركي دارد {6}. در این زمینه، همان گونه که «سلین» {7} نیز می گوید، بسيار اتفاق مي افتد که ارزش هاي گروهي (صنفي، حزبي، قومي، انجمن ها و...) در تعارض با يکديگر قرار مي گيرند و در اين ميان فرد براي رهايي از اين تعارض ناچار به هنجارشکني تن مي دهد و جرمي به وقوع مي پيوندد و امنیت به خطر می افتد. در میان عوامل فرهنگی – اجتماعی نیز آموزش تأثیر بسیار زیادی بر امنیت جامعه دارد که می تواند هم کاهنده باشد و هم افزاینده. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با مراجعه به منابع معتبر به این مهم خواهد پرداخت.

نقش آموزش در امنیت جامعه
هر گاه سخن از عوامل آموزشي امنیت به ميان مي آيد بي ترديد بخشي از نگاه ها به سمت بي سوادي خانواده ويا نقش مدارس و دانشگاه ها و ديگر مراكز آموزشي معطوف مي شود. در حالي كه به نظر مي رسد بايد از منظر كلان تري به قضيه نگريست و ابعاد گوناگون آن را مورد مطالعه قرار داد.
بي ترديد نظام هاي آموزشي در توسعه همه جانبه جوامع نقش بسيار مهمي دارند و رسالت سنگيني بر دوش آن هاست. يكي از صاحب نظران در مسایل آموزش و پرورش در خصوص نظام هاي آموزشي و رسالت اين نظام ها چنين مي گويد: «نظام هاي آموزشي در بيشتر جوامع در حال توسعه صنعتي و اقتصادي به خاطر عدم پيشرفت كافي نسبت به ساير بنيادهاي اجتماعي، در رسالت هاي حياتي و مهم خود چندان موفق و پيشرو نبوده اند و از طرفي زير فشار مسائل و مشكلاتي كه توسعه سريع اقتصادي و صنعتي و فراهم شدن امكانات جهت برقراري ارتباط بيشتر بخصوص با جوامع پيشرفته صنعتي ديگر ايجاد نموده است قرار گرفته اند. به همين جهت سرعت كند نظام هاي آموزشي و پرورشي در جوامع در حال توسعه اقتصادي و جوامع در حال صنعتي شدن باز هم كند تر شده است.ناتواني نظام هاي آموزشي و پرورشي همراه با عدم تطابق هدفها و فعاليت هاي آموزشي با نيازها و مشكلات جامعه امروزي از عوامل عمده اي هستند كه روز به روز از جذابيت «علم آموزي» و «دانش آموزي» به معني صحيح كلمه كم نموده و از جلوه و رونق مدرسه، كلاس درس و احترام معلم و به طور كلي علم و دانش به ميزان قابل توجهي مي كاهند» {8}.
وقتي در جامعه اي مدرسه و علم و دانشگاه از رونق بيفتند راه براي شيوع ناهنجاري ها و انحرافات اجتماعي گشوده مي شود. زيرا ارزش ها و آرمان هاي جامعه و علم آموزي كه براي مردم مقدس بوده است ديگر جزو معيارها و اهداف جامعه محسوب نمي شود و جايگزين هاي ديگري پديدار مي شوند. ارتباط نهاد آموزش و پرورش كه عملاً تمامي ساختار آموزشي يك جامعه از ابتدايي ترين سطوح تا مقاطع عالي را ممكن است در بر بگيرد با انحرافات اجتماعي همانند نهاد خانواده از دو ديدگاه مي تواند مورد شناخت قرار گيرد. از يك سو مؤسسات آموزشي به علت شرايط محيطي و كاركردي مي توانند عامل ايجاد انحراف در جامعه باشند و از روي ديگر ساختار آموزشي مي تواند خود ماهيتي انحرافي داشته باشد و يك مساله به شمار رود؛ با وجود این، عکس این قضیه نیز کاملاً صادق است {9}.
به نظر مي رسد وجود يك نظام آموزشي پويا و مترقي و سالم كه متناسب با ارزش هاي بومي يك جامعه باشد و توان حفظ و پاسداشت زيبايي ها و هر آن چه هويت آن جامعه خوانده مي شود را داشته باشد و در عين حال با علم قرين باشد به يقين مي تواند سازنده آن جامعه باشد، ضمن اين كه سوزنده ی نا هنجاري ها و پيشگيرنده ی ميل به سمت بزهكاري نيز مي تواند باشد.
در خصوص نقش عوامل آموزشي در بروز بزهكاري پژوهش هاي چندي صورت گرفته است. خانواده به عنوان اولين واحد اجتماعي كه شخص در آن رشد كرده و شكل مي گيرد در بزهكاري نقش بسياري دارد. در این میان موضوع سواد خانواده مهم و بنیادی است و می توان این سوال را مطرح کرد که آيا ميان ميزان سواد اعضاي خانواده و گرايش به ارتكاب جرم ارتباطي وجود دارد؟ به عبارت ديگر اگر پدر و يا مادر و يا هر دو و يا ديگر اعضاي خانواده بي سواد باشند اين بي سوادي مي تواند جرم زا باشد؟
دكتر كي نيا در كتاب جرم شناسي تعلق كودك به يك طبقه پست اجتماعي و اقتصادي را از عواملي دانسته كه مي تواند انعكاس و اثر فوق العاده مهمي در كودك نسبت به پذيرش و يا خود داري از قبول ارزشهاي غالب جامعه داشته باشد. ايشان يك پژوهش آماري كه در اين باب صورت گرفته است را ذكر می کند و مي گويد «اين آمارها كه مربوط به سالهاي پيش از 1955 است و از منابع معروف علمي فرانسه اقتباس شده است به عنوان يك قاعده ي كلي نشان مي دهد كه خانواده اصلي بزهكاران از نظر اقتصادي- اجتماعي چندان در سطح بالايي قرار ندارند» {10}.
البته آن چه مشخص است اين است كه ميزان سواد بعضاً نمي تواند به تنهايي معرف طبقه و جايگاه اجتماعي خانواده باشد. اما مي توان اين ادعا را مطرح كرد كه بي سوادي خانواده اگر با فقر همراه شود مي توان پذيرفت كه اين خانواده از نظر جايگاه و منزلت اجتماعي در سطح نازل تري قرار دارد. پژوهش هاي صورت گرفته در اين خصوص نمايانگر ارتباط معنا دار بي سوادي با بزهكاري دارد. به عبارت ديگر هر چه سطح سواد خانواده بالاتر باشد ميزان بزهكاري آن ها نيز كمتر است. بيشتر بزهكاران از خانواده هايي بوده اند كه نسبت به مقوله سواد اعتنا و اهتمام چنداني نداشته اند {10، صص 1190 و 1195}.
يكي از عوامل آموزشي كه مي تواند در کاهش یا افزایش بزهکاری و در نتیجه کاهش یا افزایش امنیت حایز اهميت باشد مراكز و مؤسسات آموزشي است. يكي از اساتيد جامعه شناسي انحرافات اجتماعي در اين خصوص مي گويد: «مؤسسات آموزشي مي توانند از طريق تبليغ ضمني يا علني ايدئولوژي هاي خشونت گرا و يا تقويت مباني آن عاملي براي ترويج خشونت در جامعه باشند. آموزش مباني ايدئولوژيك مبتني بر برتري گروهي، قومي يا نژادي و يا زمينه هاي ديگر از مهم ترين نمونه هايي است كه جهان از دير باز انواع مختلف آن را تجربه كرده است» {9، ص 40}.
مدرسه یکی از مراکز و موسسات آموزشی مذکور است. مدرسه اولين محيط اجتماعي (پس از خانواده) است كه كودك و نوجوان ناچار است خود را با نظم و قوانين آن هماهنگ سازد. اين نظم و تربيت مسلما از قوانين و مقررات حاكم در خانواده رسمي تر و اطاعت از آن لازم است.در اين مرحله است كه كودك و نوجوان ناسازگار، نا متعادل يا عقب مانده ذهني كه استعداد پيروي از نظم يا هماهنگي با محيط را ندارد، با عدم موفقيت مواجه مي شود. اين عدم موفقيت به نوبه ي خود به علت سرزنش ها، ملامت هاي والدين و اولياي مدرسه و اطرافيان و شكسته شدن غرور و احترام كودك باعث تشديد حس سر كشي، عدم علاقه به ادامه تحصيل، رها كردن مدرسه، فرار از مدرسه، ولگردي، معاشرت هاي ناباب و بالاخره ارتكاب جرم مي شود {6، ص 276}. مدرسه در قالب سنتي خود و در سطوح مختلف مي تواند عوارضي مانند اضطراب، استرس و خود كشي به وجود آورد. به ويژه ميان نوجوانان آن چه كه مي تواند صدمات عاطفي قابل ملاحظه اي وارد آورد، احساس نا ايمني نسبت به آينده در ميان اين گروه است. در ايران اطلاعات جامعي پيرامون شرايط عاطفي محصلين در دست نيست، لكن آمارهاي مربوط به خودكشي ها حاكي از آن است كه خودكشي به علت عدم موفقيت در تحصيل نسبت قابل توجهي از موارد خود كشي را تشكيل مي دهد {9، ص 40}.
برخي از صاحب نظران به نقش «معلم» در سوق دادن دانش آموزان به سمت تبهكاري سخن رانده اند. البته خيلي به ندرت پيش مي آيد كه معلمي به صورت مستقيم دانش آموزان را به هنجار شكني و انجام رفتارهاي مجرمانه سوق دهد. آنچه موجب مي شود كه معلم در نقش يك عامل جرم زا و کاهنده ی امنیت قرار گيرد شيوه رفتاري وي است. شيوه رفتاري معلم مي تواند به صورت الگو برداري در ذهن دانش آموز شكل گیرد و به مرور جزو باورهاي شخص شود. در كلاس درس هيچ چيز بدتر از اين نيست كه معلم تحت تاثير عوامل مختلف دروني يا بيروني از شدت ناراحتي به حالت انفجار در آيد، به دانش آموزي توهين و يا وي را توبيخ كند و از خود برنجاند. اگر معلمي نتواند خود را كنترل كند، نبايد از شاگردان خود انتظار اطاعت داشته باشد. زماني كه معلمي احساس خستگي جسمي و روحي مي كند، غير ممكن است كه بتواند بر خشم خود چيره شده و افسردگي خود را به كودكان و نوجوانان سرايت ندهد {11}.
پژوهش هایی نیز به نقش عوامل آموزشی در امنیت جامعه پرداخته اند. بلاغت و شهدادی خواجه عسکری {12} به پژوهشی تحت عنوان «بررسی و تعیین عوامل موثر بر وقوع جرائم در استان هرمزگان و ارایه ی راه کارهای لازم جهت رفع این عوامل و ارتقای امنیت استان» پرداخته اند که طبق نتایج این پژوهش برخی از عوامل آموزشیِ کاهنده ی امنیت عبارت است از: 1- بی سوادی و یا پایین بودن تحصیلات؛ 2- فقر و یا کمبود فضاها و امکانات آموزشی و کمک آموزشی؛ 3- عدم آگاهی از برخی جرائم و شدت و مجازات آن ها، و عدم شناخت قوانین و مقررات؛ 4- ورود دانشجویان غیربومی جهت تحصیل به استان؛ 5- عدم وجود دانشگاه در برخی از مناطق؛ 6- عدم وجود اداره ها و آموزش های فنی – حرفه ای در برخی مناطق؛ 7- عدم آموزش توسط نهادهای امنیتی؛ 8- عدم برنامه ریزی رسانه ی استانی جهت توجیه مردم؛9- عدم همکاری و احساس مسوولیت والدین در همکاری با مسوولین آموزشی؛ 10- شهریه های بالای برخی از مدارس و آموزشگاه ها؛ 11- عدم وجود و یا کمبود آموزش های مورد نیاز خانواده ها مانند آموزش تنظیم خانواده و جمعیت، و مهارت های ضروری زندگی؛ 12- بی توجهی به تحقیقات اجتماعی و کاربرد آن ها؛ 13- اهمیت ندادن به مقوله ی آموزش در زمینه ی جرائم و پیشگیری از وقوع آن؛ 14- افت و ترک تحصیل برخی از دانش آموزان؛ و 15- وجود تبلیغات فرقه ای؛ 16- عدم آگاهی از قانون؛ و 17- تربیت نادرست خانواده ها.

نتیجه گیری و بحث
آموزش یکی از موضوعات مورد نیاز بشر در تمام اعصار و دوران ها بوده است و همه ی به نوعی بر اهمیت و ضرورت آموزش تاکید کرده اند {13 و 14}. امروزه نقش آموزش بسیار حساس تر و پیچیده تر شده است و اکثر رویکردها تاکید می کنند که باید بر نیازها و رشد همه جانبه ی استعدادها و توانایی های انسان متمرکز باشد {15، 16، و 17}. بر همین اساس امروزه نظام های آموزشی در سراسر دنیا روز به روز در حال گسترش است و سازمان ها به دنبال بهبود و اصلاح آموزش خود می باشند {18}.
یکی از نیازهای مذکور، امنیت است. با توجه به مطالب ذکر شده، می توان نتیجه گرفت که آموزش می تواند هم نقش کاهنده و هم نقش افزاینده ی امنیت در یک جامعه داشته باشد. طبق تحقیقات، سواد پایین افراد یک جامعه می-تواند به عنوان یکی از عوامل موثر بر ارتقایِ جرائم و در نتیجه کاهنده ی امنیت مطرح شود. بر این مبنا، آموزش می تواند با افزایش میزان سواد افراد جامعه در ارتقایِ امنیت نقش موثری را ایفاد کند. در این جا نکته ی مهمی قابل ذکر می باشد و آن توجه به کمیت و کیفیت سوادآموزی هر دو است. بی شک اگر سواد آموزی از سه مهارت اصلی، یعنی خواندن، نوشتن، و حساب کردن فراتر رود و به تعمق، استنباط، تفکر، استدلال، انتقاد، و در نتیجه ابتکار بپردازد بی شک در ایفایِ نقش مذکور موفق تر خواهد بود. هم چنین اگر این نقش از شهرهای اصلی و بزرگ، به نقاط کوچک و محروم توسعه پیدا کند، تأثیر آن چند برابر خواهد شد.
هر چند وظایف مذکور بیش تر به موسسات آموزشی مخصوصاً مدارس و دانشگاه ها گذاشته شده است، اما تحت شرایطی آن ها نه تنها عامل ارتقای امنیت نیستند بلکه آن را تهدید می کنند. این موسسات از طریق تبليغ ضمني يا علني ايدئولوژي هاي خشونت گرا و يا تقويت مباني آن، آموزش مباني ايدئولوژيك مبتني بر برتري گروهي، قومي يا نژادي و يا زمينه هاي ديگر، برنامه درسیِ پنهان (همانند پندار، گفتار و کردار نامناسب معلم) می توانند در این زمینه موثر باشند.
امروزه بیش تر به نقش مثبت و افزاینده ی موسسات آموزشی، و کمتر به نقشِ منفی و کاهندگیِ آن ها توجه شده است و به همین جهت است که تقاضا برای آموزش این موسسات روز به روز در حال افزایش است. شاید یکی از دلایل آن، تفوّقِ نقشِ افزایندگی بر کاهندگی است. همچنین موسسات آموزشیِ پیشرو روز به روز به دنبال اصلاح و بهبود خود هستند و با رفع جنبه هایِ منفی و کاهنده ی مذکور می توانند بیش از پیش موفق و موثر شوند.


اطلاعات
براي ارسال نظر، بايد در سايت عضو شويد.

هر گونه کپی برداری از این سایت با ذکر منبع مجاز می باشد.
برای مشاهده بهتر سایت لطفا از مرورگر فایرفاکس یا اینترنت اکسپلورر 8 استفاده نمایید
دانلود نرم افزار فایرفاکس یا اینترنت اکسپلورر 8