موضوع: طرح هاي پژوهشي انجام شده    نويسنده: administrator    تاريخ: 14 دي 1389    بازديدها: 14888
مشخصات کلی طرح
1- عنوان تحقیق: بررسی عوامل موثر بر انگیزش پیشرفت تحصيلي دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد
برنامه درسی
2- نوع طرح: بنیادی کار بردی* توسعه ای
3- گروه علمی طرح: علوم پزشکی علوم انسانی* علوم پایه
فنی و مهندسی کشاورزی و دامپزشکی هنر و معماری
4- شاخه تخصصی طرح : گروه معلمان
5- بودجه پیشنهادی:
6- پیش بینی مدت زمان اجرای طرح(به ماه): 8ماه
7- محل اجرای طرح: دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد
8- همکاران طرح: ( لازم است ترتیب مندرج در این قسمت در جدول صفحه 2 رعایت گردد)

1- حسن خضری
2- ابوذر همتی
3- زینب هاشمی

9- نام و نام خانواددگی پیشنهاد دهنده(مجری طرح): سید احمد هاشمی
امضای پیشنهاد دهنده:

مشخصات مجری و همکاران طرح (از درج نام و نام خانوادگی در این قسمت خود داری گردد)
1- مجری: سید احمد هاشمی
رشته و آخرین مدرک تحصیلی( مرتبط با موضوع طرح): دکترای برنامه ریزی درسی
سال و محل اخذ مدرک:1388 – واحد علوم و تحقیقات تهران
عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد:بررسی اثر بخشی کلاسهای جبرانی مدارس راهنمائی از دیدگاه مدیران ، دبیران و دانش اموزان شهرستان لامرد.
عنوان رساله دکتری: بررسی میزان استفاده تفکر انتقادی در کتابهای درسی علوم اجتماعی مقطع متوسطه از دیدگاه دبیران استان فارس و ارائه الگوئی پیشنهادی برای تنظیم و تدوین کتابهای درسی
مرتبه علمی: مربی استادیار* دانشیار استاد
نوع همکاری با دانشگاه: تمام وقت* نیمه وقت
سوابق تحقیقاتی( عناوین طرح های پژوهشی انجام شده ، مقالات و تألیفات):

ج- تألیفات و ترجمه ها:
1- تدریس مؤثر، دانشگاه آزاد اسلامی لامرد، سال 1389
2- مقدمه ای بر روش های تحقیق در فلسفه (با تأکید بر فلسفه تعلیم و تربیت)، دانشگاه آزاد اسلامی لامرد ،سال 1389
3- فرهنگ و تعلیم و تربیت، دانشگاه آزاد اسلامی لامرد ، سال 1389
4- تعلیم و تربیت اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی لامرد ، سال 1389
5-تعلیم وتربیت از دیدگاه دانشمندان:(بررسی و مقایسه دیدگاه های فارابی ،غزالی،روسو وپیاژه)، دانشگاه آزاد اسلامی لامرد، سال 1389
6-والدین و آموزش و پرورش(مشارکت والدین در مدارس)، دانشگاه آزاد اسلامی لامرد ،سال 1389
7-برنامه ریزی درسی(اصول و کاربرد)، دانشگاه آزاد اسلامی لامرد، سال 1389
8-انگیزش پیشرفت، دانشگاه آزاد اسلامی لامرد ،سال 1389
د- مقالات چاپ شده {درج در جدول شماره یک}:
{جداول و منابع را در پایان مقاله دریافت نمایید}

طرح های پژوهشی {درج در جدول شماره دو}:
{جداول و منابع را در پایان مقاله دریافت نمایید}

و- عناوین پایان نامه ها (به عنوان استاد راهنما و مشاور):
1- بررسی تأثیر راهبردهای شناختی بر میزان یادگیری درس روان شناسی سال سوم انسانی شهرستان لامرد در سال تحصیلی 88- 87
2- بررسی میزان استفاده از مفاهیم تربیت شهروندی در محتوای کتابهای تعلیمات اجتماعی دوره راهنمایی از دیدگاه دبیران شهرستانهای لامرد و مُهر در سال تحصیلی 88- 87
3- بررسی و مقایسه رفتار اطلاع یابی معلمان پژوهنده و غیر پژوهنده در نواحی چهار گانه آموزش و پرورش شیراز در سال تحصیلی 88- 87
4- تحلیل محتوای کتاب مهارتهای اجتماعی- اقتصادی سال اول پیش حرفه ای دانش آموزان کم توان ذهنی از منظر خوانایی با استفاده از تکنیکهای رایج تحلیل محتوا (روش کلوز، روش بررسی تصاویر و روش بررسی پرسشها) و نظرات دبیران این درس
5- بررسی تأثیر معلمین راهنما بر افزایش کارایی معلمان ابتدایی در شهرستان کنگان سال تحصیلی 88- 87
6- بررسی رابطه بین جو سازمانی، تعهد سازمانی و روحیه از دیدگاه دبیران مقطع راهنمایی مدارس دخترانه شهر مرودشت در سال 88- 87
7-...
2- همکاران: ( لازم است ترتیب مندرج در صفحه 1 در این قسمت رعایت گردد).
جدول شماره سه :
{جداول و منابع را در پایان مقاله دریافت نمایید}

مشخصات موضوعی طرح
1- 1- عنوان فارسی: بررسی عوامل موثر بر انگیزش پیشرفت تحصيلي دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد
2- عنوان به انگلیسی: The study of Effective factors on students Educational achievement motivation In Islamic Azad University Lamerd branch.

3- واژه های کلیدی: (فارسی و انگلیسی)
انگیزش، پیشرفت تحصيلي، دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد
English: Motivation, Educational Achievement ,the students of Islamic Azad University Lamerd branch.
4- بیان مسئله: (توضیح در مورد ابعاد مختلف موضوع)
در روان شناسي، انگيزش، به شروع، جهت، شدت و مقاومت رفتار اطلاق مي شود (گين، 1995). انگيزش يک وضعيت پويا و موقتي است که بايستي از شخصيت يا هيجان تفکيک گردد. انگيزش، تمايل و علاقه به انجام چيزي است. يک شخص با انگيزه مي تواند برخوردار از اهداف کوتاه مدت و يا بلند مدت باشد. شخصيت به صفات و خصوصيات با دوام تر افراد (مثل کم رويي، برونگرايي، هشياري و ...) نسبت داده مي شود؛ همچنين بر خلاف انگيزش، هيجان معطوف به حالت هاي گذراست (مثل خشم، اندوه، شادي و ...) که فوراً منجر به رفتار نمي شود.
انگيزش حالتي است که تمايل به انجام عملي خاص را در فرد به وجود مي آورد، چنين حالتي ممکن است حالت محروميت باشد (مثل گرسنگي) يا يک نظام ارزشي خاص، و يا يک اعتقاد عميق مذهبي. انگيزش مي تواند به عنوان نيرويي پيشران و پشتيبان در تمامي اعمال انسان در نظر گرفته شود. تمايلات و نيازهاي شخصي تأثيري قوي و شگرف بر روي جهت رفتار دارد. اشکال مختلفي از انگيزش از جمله انگيزش بيروني، انگيزش دروني، انگيزش فيزيولوژيکي، و انگيزش پيشرفت وجود دارد. همچنين انگيزش از اشکال منفي نيز برخوردار است. انگيزش پيشرفت مي تواند به عنوان نياز به موفقيت يا دستيابي به برتري تعريف شود. افراد با استفاده از ابزارهاي گوناگون از جمله ابزارهاي دروني و بيروني به ارضاء نيازهاي خود مي پردازند.
بحث انگيزه پيشرفت براي اولين بار و به صورت علمي تحت عنوان نياز توسط موري مطرح شد (بهرامی، 1383). او براي انسان چندين نياز را مطرح کرد که برخي زيستي و برخي رواني هستند. انگيزش پيشرفت يک نياز اجتماعي است و عبارت است از غلبه کردن بر موانع، رسيدن به استانداردهاي عالي، رقابت با ديگران و پيشي گرفتن از آنها (دارابي،1380). گيج و برلاينر (1922) انگيزه پيشرفت را به صورت يک ميل يا علاقه به موفقيت کلي يا موفقيت در يک زمينه فعاليت خاص تعريف کرده اند. پژوهش هاي انجام شده در زمينه انگيزه پيشرفت نشان داده اند که افراد از لحاظ اين نياز تفاوت هاي زيادي با يکديگر دارند. بعضي افراد داراي انگيزش سطح بالايي هستند و در رقابت با ديگران در کارهاي خود براي کسب موفقيت به سختي مي کوشند. بعضي ديگر انگيزش چنداني به پيشرفت و موفقيت ندارند و از ترس از شکست آماده خطرکردن براي موفقيت نيستند (به نقل از سيف، 1385).
انگيزه پيشرفت، يک ويژگي شخصيتي است که افراد از جهت آن با هم متفاوتند و بر اساس آن مي توان رفتارهاي خاصي را پيش بيني کرد. انگيزه پيشرفت، گرايشي است براي پيشي گرفتن بر ديگران در جهت پيشرفت با توجه به ملاک هاي مشخص و تلاش براي کسب موفقيت (شکرکن و باقري،1373).
روان شناسان انگيزه پيشرفت تحصيلي و موفقيت را جزو انگيزه هاي اکتسابي آدمي دانسته اند. مک کللند و همکاران (1961) بيش از سايرين مفهوم انگيزه پيشرفت را مورد بررسي قرار داده اند. از نظر آنها، انگيزش پيشرفت زماني مطرح مي شود که شخص در فعاليت خود معيار ممتازي را الگو قرار دهد و در پي موفقيت باشد. تحقيقات نشان مي دهد که هر چه شدت انگيزش پيشرفت بيشتر باشد به همان اندازه موفقيت فرد افزايش خواهد يافت (به نقل از اميرافشاري،1380).
همچنين انگيزه پيشرفت تحصيلي به عنوان يکي از پيش نيازهاي اساسي يادگيري در نظر گرفته مي‌شود. انگيزش پيشرفت تأثير فراواني بر عملکرد افراد دارد. به اعتقاد بسياري از روان شناسان و مربيان همانند بلوم و واينر (1972) يکي از عوامل اساسي پيشرفت در کلاس درس عامل انگيزش است و اغلب مربيان به احتمال قوي با نظر بيوگلسکي موافقند که انگيزش عامل اساسي پيشرفت تحصيلي مي باشد (به نقل از امير افشاري، 1380).
انگيزه‌ي پيشرفت تحصيلي باعث تأثيرگذاري بر شيوه اجراي يک تکليف درسي و نشان دادن تمايلات شايستگي يادگيري مي شود (هاراکيويز، بارون، کارترز، لتو و اليوت،1997). سائق هاي فيزيولوژيکي پايه، رفتار طبيعي ما را در محيط هاي گوناگون تحت تأثير قرار مي دهند. بسياري از اهداف ما بر پايه مشوق ها استوار است و دامنه آن مي تواند از گرسنگي تا نياز به عشق و روابط جنسي پخته در نوسان باشد. دامنه انگيزش پيشرفت تحصيلي مي تواند از نيازهاي بيولوژيکي تا ارضاي تمايلات خلاق و دستيابي به موفقيت در رقابت هاي مخاطره آميز تغيير يابد. انگيزش به دليل تأثيرگذاري بر زندگي روزمره ما از نقشي حياتي برخوردار است. تمامي رفتار، اعمال، افکار و باورهاي ما تحت تأثير نيروي دروني موفقيت قرار دارد.
افراد داراي نياز پيشرفت زياد بيشتر با هيجان هاي گرايشي مثل اميد، غرور و خشنودي پيش بينانه پاسخ مي دهند؛ در حالي که افراد داراي نياز پيشرفت کم بيشتر با هيجان هاي اجتنابي مثل اضطراب، حالت تدافعي و ترس از شکست پاسخ مي دهند (ريو،2005، ترجمه سیدمحمدی، 1385).
با توجه به نکات فوق و تاثیری که انگیزش پیشرفت تحصيلي می تواند داشته باشد، پرداختن به آن امری مهم و اساسی است؛ براین اساس، تحقیق حاضر نیز به دنبال بررسی این موضوع با این سوال کلی است که: «عوامل موثر بر انگیزش پیشرفت تحصيلي دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد کدامند؟»
5- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق: ) توجیه اجرای طرح و فواید ناشی از آن بطوری که ضرورت آن احساس و اهمیت ان آشکار گردد).
انگيزش به دليل نقش حياتي آن در يادگيري دانش آموزان، يکي از موضوعات مورد علاقه روان شناسان است. به نظر آرموند (2003) انگيزش در آموزش، داراي تأثيراتي بر روي شيوه يادگيري موضوعات توسط دانش آموزان مي باشد. اين تأثيرات عبارتند از: 1- هدايت رفتار به سمت اهداف خاص، 2- افزايش تلاش و انرژي، 3- افزايش فعاليت و پافشاري در انجام آن، 4- تقويت فرايندهاي شناختي، 5- تعيين پيامدهاي تقويت کننده، و6- بهبود عملکرد.
امروزه عدم وجود علاقه و انگيزش دانش آموزان و دانشجویان يکي از معضلاتي است که دست اندرکاران مسائل آموزشي در تعليم و تربيت با آن مواجهند. شايد بتوان گفت، افت سطح علمي يا تحصيلي موجود در مدارس و رخوت و سستي که در حال حاضر کيفيت و کميت تعليم و تربيت جامعه را تهديد مي کند از پيامدهاي اين مسئله است (اميرافشاري،1380).
علاوه بر نقش انگيزش در يادگيري و پيشرفت تحصيلي، انگيزش پيشرفت مي تواند تأثيراتي بر آينده يک جامعه و رشد و توسعه يک کشور داشته باشد. مک کللند (1965) مشاهده کرد که 83 درصد فارغ التحصيلان دانشگاهي که نياز به پيشرفت بالايي داشتند، پست هايي پذيرفته اند که با دشواري، تصميم گيري و امکان موفقيت بزرگ همراه بوده است. آنها معتقدند که آينده در دست خود آنهاست و حتي کارگراني هم که نياز به پيشرفت بالايي داشتند، در کارهاي خود بيشتر احساس رضايت مي کردند (به نقل از راتوس،1994،ترجمه گنجی،1385).
با توجه به نقش حياتي انگيزش پيشرفت در فرايند يادگيري و پيشرفت دانشجویان لازم است تاحد امکان شرايط بهينه اجتماعي، فرهنگي، خانوادگي، و رواني جهت افزايش آن، تقليل عوامل کاهنده ، و هدايت صحيح آن فراهم گردد تا بتوان جامعه اي پويا و شاد را پرورش داده و از قابليت ها و استعدادهاي افراد به نحو شايسته و در خدمت هدف هاي جامعه مسئوليت پذير و مدني بهره جست.
6- اهداف تحقیق( اهداف کلی و ویژه):
هدف کلی: بررسی و تعیین عوامل موثر بر انگیزش پیشرفت تحصيلي دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد.
اهداف ویژه:
1) بررسی و تعییین عوامل اقتصادی موثر بر انگیزش پیشرفت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد.
2) بررسی و تعییین عوامل فرهنگی - اجتماعی موثر بر انگیزش پیشرفت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد.
3) بررسی و تعییین عوامل آموزشی موثر بر انگیزش پیشرفت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد.
4) بررسی و تعییین عوامل جغرافياييِ موثر بر انگیزش پیشرفت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد.
5) بررسی و تعییین عوامل شخصیتی موثر بر انگیزش پیشرفت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد.
7- متغیر های تحقیق:
انگيزش پيشرفت تحصيلي: تعاريف متعددي از مفهوم انگیزش و انگيزه پيشرفت به عمل آمده است که در اين جا به چند نمونه از مهم ترين آنها اشاره مي شود:
«انگيزش پيشرفت عبارت است از گرايش همه جانبه به ارزيابي عملکرد خود با توجه به عالي ترين معيارها، تلاش براي موفقيت در عملکرد و برخورداري از لذتي که با موفقيت در عملکرد همراه است» (ماسن و همکاران؛ ترجمه ياسايي، 1384).
«انگيزه پيشرفت عبارت است از ميل به انجام دادن خوب کارها در مقايسه با معيار برتري. انگيزش پيشرفت وقتي مطرح مي شود که شخص در فعاليت خود معيار ممتازي را الگو قرار دهد و يا در پي موفقيت باشد» (ريو، 2005؛ ترجمه سيد محمدي، 1385).
«تمايل به برتري جويي يا تعالي و توفيق يافتن و براي کاميابي و موفقيت، سخت کوشيدن. به ديگر سخن، هر گاه فرد در زمينه اي براي دستيابي به برتري جويي سخت بکوشد و اين کار را به خاطر نيل به آن هدف و نه به بهانه پاداش هاي ديگر، انجام دهد، گفته مي شود که وي از انگيزه پيشرفت بالايي برخوردار است» (شاملو،1350).
«انگيزش پيشرفت، ميل و اشتياق يا تلاش و کوششي است که فرد براي دستيابي به يک هدف يا تسلط بر اشياء، امور، و يا افراد و انديشه ها و با يک معيار متعالي از خود ابراز مي دارد» (ويلدر، 1989).
به اعتقاد بسياري از روان شناسان و مربيان (به عنوان نمونه بلوم و واينر (1972) يکي از عوامل اساسي پيشرفت در کلاس درس عامل انگيزش است و اغلب مربيان به احتمال قوي با نظر بيوگلسکي موافقند که انگيزش عامل اساسي پيشرفت تحصيلي مي باشد (امير افشاري، 1380).
عوامل موثر: عواملی هستند که فرض می شوند بر انگیزش پیشرفت تحصيلي دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد موثرند. این عوامل به پنج گروه اقتصادی، فرهنگی – اجتماعی، آموزشی، جغرافيايي و شخصیتی تقسیم شده اند. مولفه های خاص هر یک از این گروه ها در پرسشنامه خواهد آمد.
دانشجویان: در این تحقیق تمامی افرادی هستند که به طور رسمی در سال تحصیلی 90-89 در دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد مشغول تحصیل می باشند.
8- سوالات تحقیق
1) عوامل اقتصادی موثر بر انگیزش پیشرفت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد چیست ؟
2) عوامل فرهنگی - اجتماعی موثر بر انگیزش پیشرفت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد چیست ؟
3) عوامل آموزشی موثر بر انگیزش پیشرفت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد چیست؟
4) عوامل جغرافياييِ موثر بر انگیزش پیشرفت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد چیست ؟
5) عوامل شخصیتی موثر بر انگیزش پیشرفت دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد چیست ؟
9- ادبیات یا پیشینه تحقیق:
الف) مبانی نظری:
انگيزش
«مطالعه انگيزش به فرايندهايي مربوط مي شود که به رفتار، انرژي و جهت مي دهد. منظور از انرژي اين است که رفتار نيرو دارد؛ يعني نسبتاً نيرومند، شديد، و پايدار است. منظور از جهت اين است که رفتار هدف دارد؛ يعني در راه رسيدن به هدف خاصي گرايش دارد» (ريو، 2005؛ ترجمه سيد محمدي، 1385).
روان شناسان به طور کلي معتقدند که انگيزش نيرويي است که به فعاليت مي آيد و موجب وقوع رفتارمي شود و به آن شکل و جهت مي دهد، انگيزش داراي خواستگاه يا علت دروني است. در واقع انگيزه ها، مبتني بر نياز ها، خواست ها و آرزوهاي خاصي هستند که به حرکت درآمده اند و يا آنکه فرد را براي ارضاي نيازهاي معيني به فعاليت وا مي دارند (پارسا، 1382).
«انگيزه و انگيزش غالباً به صورت مترادف به کار مي روند، با اين حال مي توان انگيزه را دقيق تر از انگيزش دانست؛ به اين صورت که انگيزش را عامل کلي مولد رفتار اما انگيزه را علت اختصاصي يک رفتار خاص به حساب آورد. اصطلاح انگيزه بيشتر در اشاره به رفتار انسان به کار مي رود» (سيف، 1385).
نظريه هاي انگيزش
شايد يکي از راههاي درک مفهوم انگيزش، پي بردن به مفاهيم نظريات انگيزش باشد. نظريات انگيزش مي کوشند چارچوبي کلي جهت درک اميال، خواست ها، نيازها، آرزوها، تلاش ها و هدف هاي آدمي فراهم سازند. در ذيل به پاره اي از نظريات انگيزش اشاره مي شود:
نظريه شناختي
قديمي ترين نظريه در خصوص آدمي اين است که وي اصولاً موجودي خردگراست. آدمي خواست هاي هشياري دارد که با استفاده از استعدادهاي خود سعي مي کند آنها را برآورده سازد. از متفکران قرون وسطي، سنت توماس آکيناس و از متفکران اخير، دکارت، هابز، اسپينوزا طرفدار اين نظريه بوده اند. در روزگار ما آدم هاي معمولي نيز چنين نظري دارند: شخص مي انديشد که چه مي خواهد و آنگاه مي کوشد راههايي براي رسيدن به آن بيابد (ادوارد ج موري؛ ترجمه براهني؛ به نقل از محي الدين بناب، 1375).
در اين نظريه مفهوم اراده نقش مهمي دارد. اراده را نيز مثل تفکر و احساس، يکي از نيروهاي ذهني مي دانستند و معتقد بودند که چون انسان قادر به کنترل اراده خويش است پس بايد مسئول اعمال خود باشد و براي تحقق بخشيدن به خواست هاي خود مي تواند جهان را دگرگون کند (همان منبع).
روان شناسان مفهوم اراده آزاد يا غير آزاد را براي تبيين منشأ خواست ها و آرزوهاي آدمي کافي نمي دانند و مي دانيم که گاهي آدمي از انگيزه هايي که اساس رفتار او هستند، اطلاع ندارد و به همين جهت نيز بايد انگيزه ها را چيزي جدا از فرايندهايي نظير شناخت و تفکر دانست. کلي مفهوم انگيزش را بي فايده مي داند. به نظر وي رفتار چيزي نيست که محتاج برانگيخته شدن باشد، بلکه رفتار دائماً فعال است و مسئله اصلي، انتخاب رفتار به خصوصي از ميان رفتارهاي ممکن است. تصميم هاي شخص تابع سازه هاي شخصي او يا به عبارت ديگر وابسته به عقايد، ارزش ها و نگرش هاي او در باره جهان هستند (همان منبع).

نظريه لذت گرايي
همراه با بحث هاي فلسفي در باره خرد و اراده آدمي، اين نظريه نيز به ميدان آمد که آدمي موجودي است در جستجوي لذت و دوري از درد. اين نظريه که آن را نظريه لذت جويي ناميده اند کوششي است براي تبيين علت رفتار و نبايد آن را با مکتب اخلاقي لذت جويي که مطابق آن آدمي هشيارانه زندگي خود را بر مدار لذت و گريز از درد تنظيم مي کند، اشتباه کرد (ادوارد ج موري؛ ترجمه براهني؛ به نقل از محي الدين بناب، 1375).
روان شناسان به اين دليل نظريه لذت جويي را مردود دانسته اند که به بحث تسلسلي مي انجامد. مطابق اين نظريه، شخص به دنبال لذت است، پس اگر دنبال چيزي برود حتماً آن چيزبراي او لذت بخش است. اما با اين نظريه وضع کسي را که به ناکامي خود کمر بسته چگونه توجيه کنيم؟ خودکشي چطور؟ کساني هم هستند که لذت جويي را به عنوان شيوه زندگي مردود مي دانند. مثلاً پوريتان ها لذت را گناه آلود مي دانستند و از آن گريزان بودند. البته ممکن است بگويند که پوريتان ها از پرهيزکاري لذت مي برند. اما چنين استدلالي رفتار را فقط پس از ظهور آن تبيين مي کند و بنابراين نظريه لذت جويي فاقد قدرت پيش بيني است (همان منبع).
مک کللند در نظريه لذت گرايي خود، مدل برانگيختگي عاطفي را پيش کشيده است. مقصود اين است که پاره اي از محرک هاي محيط به صورت فطري لذت و يا درد بر مي انگيزند و در جاندار تمايلي به گرايش يا گريز از اين محرک ها به عنوان هدف وجود دارد. ميزان هيجان لذت بخش يا دردناکي که به جاندار دست مي دهد تابع سطح انطباق قبلي اوست. مثلاً در شرايط عادي صداي بلند آدمي را ناراحت مي کند ولي پس از چند ساعت توقف در فرودگاه سر و صداي هواپيماي جت کوچکترين ناراحتي ايجاد نمي کند. اگر شدت محرک از سطح انطباق جاندار کمي بالاتر يا پايين تر باشد احساس لذت دست مي دهد، ولي اگر به نحو بارزي تغيير کند موجب ناراحتي مي شود. اين امر روشن مي کند که چرا تحريک برقي ملايم احساس مطبوعي ايجاد مي کند، ولي وقتي بر شدت جريان برق افزوده مي شود جاندار از آن فرار مي کند (همان منبع).
مک کللند انگيزش را شامل انتظارات آموخته اي در مورد هدف ها مي داند. انتظار اينکه هدف بخصوصي واکنش هيجاني مطبوعي ايجاد خواهد کرد يا نامطبوع. جاندار به دنبال هدف هايي مي رود که در گذشته آنها را مطبوع يافته است و از نزديک شدن به هدف هايي که در گذشته درد ايجاد کرده اند پرهيز مي کند. به اين ترتيب مک کللند تمام انگيزه ها را آموخته شده تلقي مي کند. برانگيختگي عاطفي فطري است ولي انتظارات شخص آموخته شده اند. آنچه گفتيم نشان مي دهد که اصل لذت جويي مي تواند به صورت يک نظريه علمي سودمند درآيد (همان منبع).
نظريه غريزه
اکثر روان شناسان معتقدند که نظريه تکامل داروين يکي از اساسي ترين بنيادهاي عيني و علمي را براي توجيه نظريه هاي انگيزش نشان مي دهد. داروين در پژوهش هايي که در باره جانوران پست انجام داد مشاهده نمود که بسياري از رفتارهايشان نا آموخته مي باشد. لانه سازي پرندگان و گردآوردن دانه و مواد خوراکي به وسيله مورچگان همه رفتارها به صورت غريزي و نا آموخته هستند. در واقع غريزه يک الگوي قالبي رفتاري يا ناآموخته است که همه افراد يک دسته از جانوران به طور يکسان انجام مي دهند. در جانوران رده هاي بالا اين گونه رفتارهاي قالبي و ارثي کمتر ديده مي شود، زيرا بيشتر رفتارهايشان آموختني است و رشد مغزي و دستگاههاي عصبي آنان داراي پيچيدگي هاي بيشتري است (پارسا، 1376).
در نيمه دوم قرن نونزدهم پيشرفت هاي زيادي در شناخت رفتار غريزي پرندگان، مورچگان، زنبورها، عنکبوت ها و بعضي از پستانداران حاصل گرديد. در آغاز نيمه نخست قرن بيستم نظريه مکدوگال بيانگر اين واقعيت بود که غريزه ها و هيجان هاي مربوط به آنها مهم ترين عوامل انگيزشي در رفتار به شمار مي آيند. به عقيده مکدوگال غريزه ها بازتاب هاي محض يا کوشش هاي کورکورانه نيستند، بلکه گرايش هايي هدف دار، فطري و ارزشمند هستند که مايه اصلي رفتار و کردار به شمار مي آيند (همان منبع).
در سال هاي 1920 نظريه غريزه براي توضيح رفتار مورد حمله شديد قرار گرفت، زيرا پژوهشگران و روان شناسان آن زمان هر کدام به سليقه خود ليست بلند بالايي از انواع غريزه ها ترتيب داده و آنها را براي توضيح رفتار کارساز مي دانستند، اما با آن همه تلاش نمي توانستند چگونگي رفتارهاي غريزي را به طور مشخص معلوم کنند. رفتارهاي غريزي آنچنان متعدد و افزون بر شمار بود که تعداد بعضي از آنها به بيش از 6000 افزايش مي يافت و توضيح رفتار بعضي از آنها بسيار عجيب و شگفت انگيز بود تا آنجا که چرا انسان سيبي که از باغچه منزلش به دست مي آيد دوست ندارد!؟ (همان منبع).
نظريه سائق
اين نظريه ها را بايد «نظريه هاي هل دادن در انگيزش» توصيف کرد. رفتار به وسيله حالت هاي سوق دهنده درون انسان يا حيوان به سوي هدف ها «هل داده مي شود». مثلاً فرويد(1949-1940) انديشه هاي خود در باره شخصيت را بر محرک ها يا سايق هاي جنسي و پرخاشگري ذاتي يا مادرزادي بنا کرد. به طور کلي، در نظريه هاي سايق چنين گفته مي شود: هنگامي که يک حالت سوق دهنده دروني برانگيخته مي شود، فرد هل داده مي شود تا رفتاري را انجام دهد که آن رفتار به هدفي منجر خواهد شد که شدت حالت سايق را کاهش خواهد داد. دست کم در آدميان، رسيدن به هدف مناسبي که حالت سايق را کاهش مي دهد خوشايند و رضايت بخش است. از اين رو گفته مي شود که انگيزش تشکيل يافته است از: 1- حالت سايق، 2- رفتار هدف گرا که به وسيله حالت سايق ايجاد مي شود، 3- رسيدن به هدف مناسب، و 4- کاهش حالت سائق و رضامندي و آسودگي به هنگام رسيدن به هدف. پس از مدتي، حالت سايق مجدداً ايجاد مي شود تا رفتار را به سوي هدف مناسب براند. توالي رويدادهاي فوق را گاهي چرخه انگيزش مي نامند (محي الدين بناب، 1375).
نظريه مشوق
نظريه هاي سايق در انگيزش، شايد در مورد برخي انگيزه هاي زيستي- مثل گرسنگي، تشنگي، و جنسي- بهتر صدق کند. اما حتي در اينجا نيز با مشکلاتي روبرو مي شوند. مثلاً فرض کنيد ما رفتار برانگيخته و هدف گراي دو گروه موش را که سايق گرسنگي يکساني دارند با هم مقايسه کنيم؛ موشهاي هر دو گروه مدت يک روز گرسنه مانده اند. به يک گروه غذاي بسيار خوشمزه مي دهيم و به گروه ديگر غذاي ساده. همان طور که انتظار داريد گروهي که غذاي خوشمزه دريافت مي کنند احتمالاً بيش از گروه ديگر مي خورند. بنابراين در خود هدف نيز چيزهايي وجود دارند که رفتار را برمي انگيزاند. شايد اين موضوع در مورد انگيزش جنسي روشن تر باشد. بدين ترتيب ويژگي هاي تحريکي هدف گاهي مي توانند يک سلسله رفتار برانگيخته شده را به حرکت درآورند و همين موضوع انديشه اصلي و زير بناي نظريه هاي انگيزش مشوق است (بولس، 1975؛ پفاف من، 1982؛ به نقل از محي الدين بناب، 1375).
بدين ترتيب در مقابل نظريه هاي سايق که نظريه هاي هل دادن است، نظريه هاي مشوق را «نظريه هاي کشش» در انگيزش مي توان گفت؛ هدف ها به سبب ويژگي خاصي که دارند رفتار را به سوي خود مي کشانند. هدف هايي که رفتار را بر مي انگيزند به مشوق ها معروفند. بخش مهم بسياري از نظريه هاي مشوق اين است که افراد انتظار دارند که از رسيدن به آنچه مشوق هاي مثبت ناميده مي شوند و اجتناب از آنچه به مشوق هاي منفي معروفند، لذت ببرند. در دنياي کار و حرفه به نظر مي رسد که انگيزش بيشتر از نوع مشوق هاي مورد انتظار- دستمزد، حقوق، انعام، مرخصي، و از اين قبيل- است تا سايق و کاهش آنها (محي الدين بناب، 1375).

انگيزش از ديدگاه روان شناسان معاصر
فرويد معتقد بود که نيروهاي انگيزشي اساسي که شخصيت را به تحرک وامي دارند، اروس (غريزه زندگي و ميل جنسي)، و تاناتوس (غريزه مرگ و پرخاشگري) هستند. اين نيروهاي مکمل هم، غريزي هستند که پايه جسماني دارند، اما در خيال پردازيها، اميال، احساس ها، افکار و به طور مستقيم در اعمال، ابراز مي شوند (پروجاسکا و نورکراس، 1999؛ ترجمه سيدمحمدي، 1385). به عقيده وي افراد براي کسب لذت و کاهش دادن تنش و اضطراب برانگيخته مي شوند. اين انگيزش، از انرژي رواني و جسماني ناشي از غرايز به دست مي آيد (فيست و فيست، 2002؛ ترجمه سيد محمدي، 1384).
آدلر نيز تلاش براي برتري را انگيزه اصلي شخصيت انسان مي داند. از نظر وي تنها انگيزش انسان تلاش براي موفقيت و برتري است.از نظر يونگ، نيروي اصلي انگيزش انسان، ناهشيار جمعي است که از گذشته دور در وجود انسان شکل گرفته است. به اعتقاد وي هشيار و ناهشيار شخصي در فرايند انگيزش انسان نقشي به مراتب کمتر از ناهشيار جمعي ايفا مي کند.کارن هورناي اعتقاد داشت که فرهنگ و نيروهاي اجتماعي عامل اصلي شخصيت و نيروي انگيزشي انسان است. وي بسيار کمتر از فرويد بر روي نيروهاي ناهشيار و تجارب دوران کودکي تأکيد نمود. اريک فرام، روانکاو انسان گرا، سه نياز انگيزشي عمده را براي انسان بر شمرد: 1- ارتباط 2- تعالي 3- ريشه دار بودن. از نظر وي بهترين راه ارتباط با دنيا عشق است. از طريق عشق، انسان به فرديت و يکپارچگي مي رسد. وي عشق را به صورت اتحاد با چيزي خارج از خويشتن، در عين حال حفظ جدايي و يکپارچگي خويشتن تعريف مي کند. از نظر فرام، در عشق دو نفر يکي مي شوند ولي با اين حال، دو تا مي مانند. اصل تعالي فراتر رفتن از وجود منفعل و رسيدن به «قلمرو هدفمندي و آزادي» است. همچنين بر طبق اصل ريشه دار بودن، انسان هاي بدون زادگاه، انسان هايي بي ريشه هستند و احساس هاي انزوا و درماندگي در آنها شکل مي گيرد (همان منبع).
ساليوان معتقد است که مهم ترين نيروي انگيزشي بشر، نيروهاي ميان فردي است. به اعتقاد وي مهم ترين نيروي ميان فردي، محبت است. بر اساس ديدگاه اريکسون، نيروهاي اجتماعي نسبت به توانايي هاي فطري، انگيزش بيشتري را در بشر توليد مي کنند. بر طبق ديدگاه وي نيروهاي فرهنگي و اجتماعي باعث شکل گيري افراد و تأثير گذاري بر آنها مي شود. کتل، صفات انگيزشي را معرفي کرد که زيربناي پويشهاي شخصيت هستند، از ديدگاه وي نيروهاي انگيزشي شخصيت عبارتند ازنگرش ها، ارگها (انگيزه هاي فطري) و صفات پويشي اکتسابي. بر طبق ديدگاه آلپورت، بي همتايي و انگيزش هشيار نيروهاي اصلي برانگيزا ننده انسان هستند. وي معتقد است که هر فردي نوعي انگيزش منحصر به فرد دارد. وي دو نوع از انگيزش را نام مي برد: 1- انگيزش حاشيه اي که کاهش دهنده نيازها هستند و 2- تلاش هاي شخصي که به دنبال حفظ تنش و عدم آرامش هستند. مفهومي ديگر که آلپورت به آن اشاره کرده است، مفهوم خودمختاري کارکردي انگيزه ها است. بر اساس اين مفهوم يک انگيزه در فرد بزرگسال و بالغ از لحاظ کارکردي به تجربه هاي گذشته که ممکن است در اصل از آنها ناشي شده باشد، ارتباطي ندارد (همان منبع).
راجرز اظهار مي دارد که نيروهاي انگيزشي انسان، گرايش به سمت تکامل و گرايش به شکوفا شدن است. به عقيده وي گرايش به شکوفا شدن، منحصر به انسان نمي باشد، بلکه ساير حيوانات و گياهان نيز برخوردار از توانايي فطري براي شکوفا شدن مي باشند. مزلو ديدگاهي کل نگر به انگيزش اختيار مي کند. بر طبق اين ديدگاه، انگيزش تمام وجود شخص را فرا مي گيرد. به عقيده وي انگيزش از پيچيدگي خاصي برخوردار است و ما مي توانيم از چند انگيزه مجزا برانگيخته شويم. وي معتقد است که ممکن است انگيزش هم به صورت هشيار و هم به صورت نا هشيار بر فرد اثر بگذارد و انگيزش مي تواند براي شخص ناهشيار و يا نا شناخته باشد. بر طبق ديدگاه مزلو، افراد دائماً به وسيله نيازهاي مختلف برانگيخته مي شوند. پس از ارضاي يک نياز، آن نياز نيروي خود را از دست مي دهد و سپس نياز ديگري جايگزين آن مي شود. همچنين مزلو معتقد به رويکرد عموميت انگيزش براي افراد است. وي با پذيرش اين اصل، ديدگاه سلسله مراتبي را نسبت به انگيزش اختيار نمود. در ديدگاه سلسله مراتبي، پايين ترين نياز ها، نيازهاي فيزيولوژيکي و پس از آن، نيازهاي ايمني، محبت و تعلق پذيري، احترام و در رأس آنها نيازهاي خودشکوفايي يا کمال است (همان منبع).
از ديدگاه وجودگرايان (کي ير کگارد، رولو مي، جيمز بوگنتال، و ايروينگ يالوم)، نيروي انگيزشي بشر يافتن معني در زندگي، پذيرش مسئوليت، آزادي، يکپارچگي، بي همتايي، اصالت، و بودن براي خود، ديگران و طبيعت مي باشد. پرلز بر اين عقيده است که انگيزش اصلي آدمي، نيازهاي زيستي است. هدف هاي روزمره ما يا هدف هاي پاياني بر اساس نيازهاي زيستي ما قرار دارند. به اعتقاد وي تمامي نقش هاي اجتماعي که به وسيله افراد اختيار مي شود، براي برآورده ساختن اهداف پاياني است. پرلز مي گويد که فرايند دائمي کامل کردن نيازها، باعث تشکيل کل ها يا گشتالت ها مي شود که براي حفظ تماميت و يکپارچگي ضروري است (پروجاسکا و نورکراس، 1999؛ ترجمه سيدمحمدي، 1385).
ب) پژوهش هاي انجام شده:
در ايران:
باقري (1372) در پايان نامه خود تحت عنوان «بررسي رابطه شيوه هاي فرزندپروري با انگيزش پيشرفت و رابطه متغير اخير با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان پسر دوره راهنمايي اهواز» به اين نتايج دست يافت: 1- بين متغير استقلال آموزي، تسلط آموزي و مراقبت آموزي با انگيزش پيشرفت رابطه معني دار آماري وجود دارد. 2- بين نمره هاي انگيزش پيشرفت با نمره هاي پيشرفت تحصيلي رابطه مثبت معني دار وجود دارد.
زارع (1373) در پايان نامه خود تحت عنوان «بررسي رابطه بين انگيزه پيشرفت، جنسيت و عزت نفس» به اين نتايج رسيد: 1- بين انگيزش پيشرفت و جنسيت دانش آموزان دبيرستاني ارتباط معناداري وجود دارد. 2- بين انگيزش پيشرفت و عزت نفس دانش آموزان دبيرستاني ارتباط معناداري وجود دارد. 3- بين عزت نفس و جنسيت دانش آموزان دبيرستاني ارتباط معناداري وجود دارد. 4- ترتيب تولد بر انگيزش پيشرفت دانش آموزان دبيرستاني تأثير دارد. 5- ترتيب تولد بر عزت نفس دانش آموزان دبيرستاني تأثير دارد. 6- پايه کلاسي بر انگيزش پيشرفت دانش آموزان دبيرستاني تأثير دارد.
مختاري (1373) در پايان نامه خود به نام «مقايسه ميزان پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در دو نظام آموزشي جديد و قديم در شهر اصفهان» به اين نتيجه رسيد: آنچه بيشتر از نوع نظام آموزشي بر ميزان پيشرفت تحصيلي مؤثر است، خصوصيات دانش آموزان مي باشد. به عبارت ديگر دانش آموزاني که داراي توانايي قبلي بيشتري هستند، تصور مثبت تري از خود دارند و انگيزش بيشتري براي پيشرفت دارند، در هر دو نظام از پيشرفت تحصيلي بيشتري برخوردارند.
گشتاسبي (1375) در پايان نامه خود تحت عنوان «رابطه بين عزت نفس، انگيزش و هوش با پيشرفت تحصيلي در بين دانش آموزاني که به دوره پيش دانشگاهي راه يافته اند و مقايسه آن با دانش آموزاني که به اين دوره راه نيافته اند در سال 1375-1374 در شهرستان شيراز» به اين نتايج دست يافت: 1- دانش آموزاني که وارد دوره پيش دانشگاهي شده اند از نظر متغير هوشي نسبت به دانش آموزاني که وارد اين دوره نشده اند، از لحاظ متغير هوشي تفاوت معناداري با هم دارند. 2- عزت نفس دانش آموزاني که وارد دوره پيش دانشگاهي شده اند نسبت به دانش آموزاني که وارد اين دوره نشده اند، تفاوت معناداري با يکديگر دارد. 3- رابطه بين هوش، عزت نفس و عزت اجتماعي با پيشرفت تحصيلي معني دار است. 4- رابطه بين متغير انگيزش پيشرفت و پيشرفت تحصيلي معني دار نيست.
خوانساري (1375) در پايان نامه خود تحت عنوان «بررسي رابطه جو عاطفي خانواده با انگيزش پيشرفت دانش آموزان دختر سال اول دبيرستان هاي منطقه 3 شهر تهران» به نتايج زير دست يافت: متغيرهاي جو عاطفي (دموکراسي، ديکتاتوري، و آزادي مطلق) خانواده و همچنين تحصيلات پدر پيش بيني کننده مناسبي براي انگيزش پيشرفت محسوب نمي شود و فقط تحصيل مادر يک پيش بيني کننده معنا دار براي انگيزش پيشرفت بوده و اهميت دارد.
تاجوند (1377) در پايان نامه خود تحت عنوان «بررسي رابطه هوش، انگيزه پيشرفت، شيوه هاي فرزندپروري و مدت عضويت با عملکرد تحصيلي دانش آموزان پايه دوم و سوم راهنمايي عضو کتابخانه هاي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان در شهر اهواز» به نتايج زير دست يافت: عملکرد تحصيلي با متغيرهاي هوش، خزانه لغات براي کل آزمودني ها، انگيزش پيشرفت و مدت عضويت در کتابخانه هاي کانون، همبستگي معني داري نداشت.
محمدي زاده (1377) در پايان نامه خود تحت عنوان «بررسي رابطه انگيزه پيشرفت با عملکرد دبيران دبيرستان هاي شهر بم» به اين نتايج رسيد: 1- بين انگيزه پيشرفت و عملکرد دبيران به علت مسئوليت پذيري آنان همبستگي مثبت وجود دارد. 2- بين انگيزه پيشرفت و عملکرد دبيران به علت رقابت مندي آنان همبستگي مثبت وجود دارد. 3- بين انگيزه پيشرفت و عملکرد دبيران به علت سخت کوشي آنان همبستگي مثبت وجود دارد. 4- بين انگيزه پيشرفت و عملکرد دبيران به علت هدف مندي آنان همبستگي مثيت وجود ندارد. 5- بين انگيزه پيشرفت و عملکرد دبيران همبستگي مثبت وجود دارد.
خيري (1379) در پايان نامه خود تحت عنوان «مقايسه انگيزش پيشرفت بين دانشجويان ورزشکار و غير ورزشکار دانشگاههاي ايلام» به يافته هاي زير رسيد: 1- فرضيه وجود تفاوت معني دار در سطح انگيزش دانشجويان ورزشکار و غير ورزشکار کاملاً تأييد شد. 2- فرضيه وجود تفاوت معني دار آماري در سطح انگيزش پيشرفت دانشجويان پسر ورزشکار و پسر غير ورزشکار تأييد شد. 3- فرضيه وجود تفاوت معني دار آماري در سطح انگيزش پيشرفت دانشجويان پسر ورزشکار و پسر غير ورزشکار دانشگاه ايلام تأييد شد. 4- نتايج نشان دادند که بين دانشجويان دختر ورزشکار و دانشجويان دختر غير ورزشکار از نظر سطح انگيزه ترس از موفقيت تفاوت معني داري وجود دارد.
اميرافشاري (1380) در پايان نامه خود تحت عنوان «بررسي رابطه پيشرفت تحصيلي با انگيزش پيشرفت و منبع کنترل در دانش آموزان شاهد سال سوم راهنمايي» به اين نتيجه دست يافت: بين دختران و پسران از نظر منبع کنترل و انگيزش پيشرفت تفاوت وجود ندارد ولي از نظر پيشرفت تحصيلي تفاوت وجود دارد.
دارابي (1380) در پايان نامه خود تحت عنوان «رابطه جو خانواده، پايگاه اجتماعي، و مکان کنترل با انگيزش پيشرفت» به اين نتايج دست يافت: 1- بين پسر و دختر در انگيزش پيشرفت تفاوت وجود دارد. 2- افراد برخوردار از مکان کنترل دروني در مقايسه با افراد برخوردار از مکان کنترل بيروني از انگيزش پيشرفت بالاتري برخوردارند.
مولاخواه (1383) در پايان نامه خود تحت عنوان «بررسي رابطه بين سبک هاي اسنادي با انگيزش پيشرفت و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان پايه سوم مقطع متوسطه شهر تهران» به نتايج زير دست يافت: 1- دانش آموزان داراي سبک اسناد دروني و با ثبات از انگيزش پيشرفت بالايي برخوردارند. 2- دانش آموزان برخوردار از سبک اسناد اختصاصي، انگيزش پيشرفت بالايي دارند. 3- بين نمرات رشته هاي تحصيلي و آزمون انگيزش پيشرفت رابطه اي وجود ندارد.
جوانبخت (1384) در پايان نامه خود تحت عنوان «رابطه بين سبک هاي فرزندپروري و انگيزش پيشرفت» به يافته هاي زير رسيد: 1- بين سبک فرزندپروري مقتدرانه والدين و انگيزه پيشرفت فرزندان، همبستگي مثبت معني داري وجود دارد. 2- بين سبک فرزندپروري مستبدانه والدين و انگيزه پيشرفت فرزندان، همبستگي منفي معني داري وجود دارد. 3- بين سبک فرزندپروري سهل گيرانه والدين و انگيزش پيشرفت فرزندان، همبستگي منفي معني داري وجود دارد.


در خارج:
مک کياچي،پرینتریچ و لین (1985) در پژوهشي به اين نتيجه دست يافتند که راهکارهاي يادگيري هميشه منجر به عملکرد تحصيلي بهتر نمي گردد. آنها اذعان کردند که احساس کارآيي شخصي در افزايش انگيزش پيشرفت، نقش مهمي ايفا مي کند.
هيون (1989) در پژوهش خود گزارش نمود که انگيزش پيشرفت به طور مثبت با برونگرايي و به طور منفي با تکانشگري و روان پريشي در دانش آموزان دبيرستاني در ارتباط است.
وان بي باک (1998) در پژوهشي با هدف بررسي رابطه بين ميزان انگيزش پيشرفت تحصيلي با نمرات عزت نفس، ميزان اضطراب، پيشرفت تحصيلي و نوع اسنادها در دانش آموزان دختر و پسر، به اين نتيجه رسيد که دانش آموزاني که از انگيزش پيشرفت تحصيلي بالايي برخوردارند در مقايسه با آنهايي که از انگيزش متوسطي برخوردارند، داراي نمرات اضطراب کمتري بوده و عزت نفس بالاتري دارند و موفقيت هاي خود را بيشتر به کوشش و تلاش و شکست هاي خود را به مشکل بودن تکاليف نسبت مي دهند (به نقل توحيدي،1381).
کاسيدي (2000) در پژوهشي تحت عنوان «پيشينه اجتماعي، انگيزش پيشرفت، خوش بيني و سلامت» به اين نتيجه رسيد که زمينه خانوادگي مانند وضعيت اجتماعي اقتصادي، اندازه خانواده و استخدام والدين پيش بيني کننده سلامت رواني، انگيزش پيشرفت و خوش بيني مي باشد. انگيزش پيشرفت از نقشي ميانجي گر بين زمينه خانوادگي و سلامت رواني برخوردار است.
فونتاين و همکاران (2001) در پژوهش خود تحت عنوان «فرهنگ و انگيزش پيشرفت در ورزش: مطالعه کيفي بر روي دانش آموزان مغربي وفرانسوي» به اين نتيجه رسيدند که دانش آموزان مغربي بيشتر مدرسه را به خاطر موقعيت هاي اجتماعي پيشرفت انتخاب مي کنند، در حالي که دانش آموزان اروپايي مدرسه را به دليل امکان انجام ورزش و فعاليت هاي هنري انتخاب مي نمايند. همچنين پسران در مقايسه با دختران کمتر اهداف مهارتي را نشان می دهند و بيشتر در پي موقعيت هاي اجتماعي پيشرفت می باشند. اين موضوع بيشتر در بين دانش آموزان مغربي صادق بود. در اين پژوهش تحليل اطلاعات نشان داد که موقعيت هاي اجتماعي پيشرفت باعث انگيزش دروني يا بيروني در دانش آموزان مي شود.
در پژوهشي که توسط گراب (1979) انجام شد، روابط بين انگيزه پيشرفت تحصيلي، تلاش و پيشرفت تحصيلي مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد که تلاش مناسب به طور فزاينده اي با پيشرفت تحصيلي دانش آموزان ارتباط دارد (به نقل از توحيدي،1381).
در پژوهشي که ولرند (1997) در کانادا بر روي دانش آموزان دبيرستاني انجام داد، مقياس انگيزش تحصيلي را بر روي آنها اجرا نمود. نتايج نشان داد که دانش آموزاني که انگيزش دروني بالاتري دارند، از پيشرفت تحصيلي بالاتري نيز برخوردارند. همچنين در اين تحقيق مشخص گرديد که دختران نسبت به پسران از انگيزش دروني بالاتري برخوردارند (به نقل از توحيدي،1381).
مشخصات اجرای طرح
1- نوع مطالعه ، روش و نحوه اجرای تحقیق : ( بیان نوع و روش تحقیق و علت انتخاب آن ) از آنجایي كه در تحقیق حاضر به بررسي توزيع ويژگي‌هاي يك جامعه آماري و با استفاده از پرسشنامه به جمع‌آوري اطلاعات پرداخته می شود، تحقيق توصيفي ـ پيمايشي است (سرمد، بازرگان و حجازی، 1376). براي اجراي تحقيق از دو روش استفاده مي شود:1ـ روش توصيفي-تحليلي 2ـ روش ميداني: ابتدا به منظور جمع‌آوري مباني نظري در زمينه پژوهش به كتابخانه‌ها، مراكز اسناد و مدارك علمي و سايت‌هاي اينترنت مراجعه، و با بررسي و تحليل كتب و مقالات و پايان‌نامه‌ها، مطالب لازم تنظيم می شود. سپس با استفاده از پرسش‌نامه ها داده ها جمع‌آوري مي‌گردند.
2- ابزار گرد آوری داده ها : ابزار اندازه گيري داده ها برای سوالهای پژوهشی 4-1، پرسش نامه محقق ساخته در مقیاس لیکرت است كه بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد لامرد توزيع ميشود، و براین اساس داده‌ها جمع‌آوري مي‌گردند. به منظور بررسي پایائی پرسشنامه، ابتدا آن را به طور آزمايشي در 10 درصد نمونه اجرا كرده و پایائی آن از طريق آلفاي كرونباخ بدست آورده میشود. روايي آزمون نيز از طريق اساتيد و اهل فن مورد ارزيابي قرار می گیرد. برای اندازه گیری داده های مربوط به سوال پژوهشی شماره 5 نیز از پرسشنامه پنج عاملی شخصیت (NEO-PI) استفاده خواهد شد که روایی و پایایی آن نیز توسط محقق بدست خواهد آمد.
3- جامعه ی آماری ، حجم نمونه گیری و شیوه تجزیه و تحلیل داده ها : جامعه‌ي آماري تحقيق حاضر، تمامی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد لامرد می باشد. حجم نمونه از طریق فرمول کوکران انتخاب خواهد شد. این حجم با جدول مورگان نیز مطابقت داده خواهد شد.
فرمول كوكران (رفيع‌پور، 1377، ص383):

روش نمونه‌گيري نيز تصادفي طبقه ای خواهد بود بدین صورت که پس از تعیین حجم نمونه و به نسبت جامعه آماری در هر رشته، نمونه آماری به آن اختصاص داده می شود .
(دلاور، 1384).
ج) شیوه تجزیه و تحلیل داده ها:
جهت فرآيند تجزیه و تحلیل داده¬های بدست آمده از پرسشنامه، روشهاي گوناگون آماري در دو سطح مورد استفاده قرار می¬گیرد. در سطح اول با استفاده از روشهای آمار توصیفی (جداول ، توزیع فراوانی ، درصد، میانگین، نمودارو انحراف معیار ) و در سطح دوم با استفاده از روش‌هاي آمار استنباطي ( tتک نمونه ای) اطلاعات حاصل تجزيه و تحليل شده و سؤالات تحقیق مورد بررسی قرار مي‌گیرند.
4- محدودیت های تحقیق:
عدم وجود پرسشنامه استاندارد در بررسی بعضی از متغیرهای تحقیق
5- ملاحظات اخلاقی(در صورت ضرورت)


اطلاعات
براي ارسال نظر، بايد در سايت عضو شويد.

منوي اصلي

موضوعات

آرشيو

پيوندها

هر گونه کپی برداری از این سایت با ذکر منبع مجاز می باشد.
برای مشاهده بهتر سایت لطفا از مرورگر فایرفاکس یا اینترنت اکسپلورر 8 استفاده نمایید
دانلود نرم افزار فایرفاکس یا اینترنت اکسپلورر 8